سوشال

سه عامل زمان که حتما باید بشناسید

سه عامل زمان

 

در این مقاله با شما خواهم بود تا در مورد سه عامل زمان با شما صحبت کنم. اگه دو دقیقه با خوندن این مقاله همراه بنده باشید، تصمیمات خوبی رو در این مورد اتخاذ خواهید کرد و به نتایج خوبی می‌رسید.

به جای این‌که برده‌ی ادامه دادن فشارهای زمان باشید، باید حاکم بر زمان خودتون باشید.

زندگی‌تون رو پیرامون خانواده، حرفه و اهداف شخصی‌تون سازماندهی کنید.

بعضی وقت‌ها در فاصله‌های زمانی مشخص، لازم هست عقب بایستید و خودتون، زندگی‌تون و استفاده از وقت‌تون رو تحلیل کنید. این یعنی عوض این‌که برده‌ی ادامه دادن فشارهای زمان باشید، حاکم بر زمان‌تون بشید.

وقت ارزشمندترین منبع شماست و با ارزش‌ترین چیزیه که در اختیار دارید. وقت از دست میره و جبران‌ناپذیره و نمیشه پس‌اندازش کرد. فقط میشه اون رو از فعالیت‌هایی با ارزشِ کم‌تر، به فعالیت‌هایی با ارزشِ بیشتر اختصاص داد.

همه‌ی کارها به زمان احتیاج دارند. زمان، مهم‌ترین اصل در ارتباطاتِ مهم زندگی‌تون به شمار میاد. صرف زمانی برای فکر کردن در مورد وقت‌تون، قبل از این‌که اون رو صرف کنید، بدون شک باعث ارتقای مدیریت زمان در شما میشه.

نقطه‌ی شروع کجاست؟

مدیریت زمانِ شخصی، با خودتون شروع میشه. شروعش فکر کردن به این نکته هست که چه چیزی توی زندگی‌تون اهمیت واقعی داره. و فقط وقتی معنی پیدا میکنه که اون رو پیرامون چیزهای خاصی که می‌خواید انجام بدید، سازماندهی کنید. شما باید در سه حوزه ی زندگی خودتون هدف‌گذاری کنید. اول، به اهداف خانوادگی و شخصی احتیاج دارید. این‌ها دلیل واقعی بیدارشدن‌تون از خواب هستند و این‌که چرا سخت کار می‌کنید و مهارت‌های خودتون رو ارتقا می‌دید؛ چرا برای پول نگرانید و بعضی وقت‌ها نگران می‌شید از این‌که وقت شما درگیر این نگرانی میشه.

بخوانید :
سه قانون پس انداز که حتما باید بشناسید

در مورد اهداف‌تون تصمیم بگیرید

اهداف خانوادگی و شخصی، ملموس و غیرملموس‌تون کدومند؟ اهداف ملموس خانوادگی شاید خونه‌ای بزرگ‌تر، اتومبیلی بهتر، سیستم صوتی-تصویری کامل‌تر یا هر چیز دیگه‌ای بشه که نیاز به پول داره.

اهداف ناملموس می‌تونند شامل ایجاد رابطه‌ای با کیفیت بهتر با همسر و فرزندان و گذران زمانی بیش‌تر با خانواده برای پیاده‌روی یا مطالعه باشه. رسیدن به این اهداف شخصی و خانوادگی زیربنای اصلی مدیریت زمان و دلیل اصلی اون محسوب میشه.

چطور به اهداف‌تون برسید

دومین حوزه‌ی اهداف‌تون، تجاری و مربوط به حرفه‌تون هست. این‌ها اهدافی درباره‌ی چگونگی رسیدن هستند؛ وسیله‌ای که با اون به اهداف شخصی و اون “چرا” ها می‌رسید که در مورد دسته‌ی اول اهداف گفتم. چطور می‌تونید به سطحی از درآمد برسید که به شما امکان تحقق اهداف مربوط به خانواده‌تون رو بده؟ چطور می‌تونید مهارت‌هاتون رو تا اون‌جا توسعه بدید که از کار فرسایشی در شغل خلاص بشید؟ اهداف شخصی و تجاری خیلی اساسی هستند، به خصوص وقتی با اهداف خانوادگی و شخصی همسو میشن.

اهداف پرورش شخصی

سومین نوع هدف، به اهداف پرورش خودتون مربوط میشه. یادتون باشه نمی‌تونید در بیرون، چیزی بیش‌تر از اون‌چه در درون بدست آوردید، داشته باشید. زندگی بیرونی شما بازتابی از زندگی درونی شماست. اگه آرزو می‌کنید در زندگی شخصی و شغلی‌تون به چیزهای ارزشمندی برسید، باید در پرورش خودتون هم تبدیل به فردی ارزشمند بشید.

اگه قصد دارید زندگی خودتون رو بسازید، باید خودتون رو بسازید. شاید بزرگ‌ترین راز موفقیت این هست که شما می‌تونید به هر چیزی که واقعا می‌خواید باشید تبدیل بشید و به هر هدفی دست پیدا کنید که واقعا می‌خواید برسید. ولی برای انجامش، باید روی خودتون کار کنید و هیچ‌وقت متوقف نشید.

بخوانید :
سه قانون سرمایه که حتما باید بشناسید

در این‌جا سه مورد وجود داره که می‌تونید با انجام‌شون، این ایده‌ها رو عملی کنید.

اول، این عادت رو در خودتون به وجود بیارید که توی فاصله‌های منظم توقف کنید و به اون‌چه واقعا برای شما اهمیت داره، فکر کنید. هر چقدر بیش‌تر توقف کنید و فکر کنید، تصمیمات بهتری می‌تونید بگیرید.

دوم، خیلی واضح در مورد اهداف خانوادگی و شخصی‌تون تصمیم بگیرید. یادداشت‌شون کنید. در موردشون با بقیه صحبت کنید. در مورد دلیل انجام کاری که در حال انجامش هستید، صریح باشید.

سوم، زمانی رو بذارید برای فکر کردن در مورد اهداف شغلی‌تون و مراحلی که برای رسیدن به اون‌ها باید طی کنید. هر روز کاری رو انجام بدید که شما رو در این سه زمینه جلو ببره.

امیدوارم از مقاله سه عامل زمان که حتما باید بشناسید استفاده لازم رو برده باشید و باعث خوشحالی ماست که نظرات خودتون رو با مجموعه سوشال به اشتراک بذارید.

شاد باشید و تاثیرگذار!!

 

 

 

محمدرضا

روزگار جالبی داشتم و دارم. پر از اتفاقات خوب و شیرین که همه‌ی اونها برام درس و تجربه شده. از دوران کودکی با کار کردن آشنا شدم و هیچ وقت یادم نمیاد که از کار و تلاش خسته شده باشم. همیشه درسم خوب بود ولی در کنارش نمیتونستم از پول در آوردن چشم پوشی کنم. تقریبا از 11 سالگی خودم رو به استقلال مالی رسوندم. البته نه اینکه از خانواده خودم دور بمونم، ولی به اصطلاح دستم توی جیب خودم بود. هر چی بود گذشت و امروز از من یک محمدرضا عباسپور ساخت تا بتونم بهتر و بهتر برم جلو.

نوشته‌های مرتبط

دیدگاه‌ها

*
*